تبليغاتX
امروز

امروز

خويش را در خويش پيدا كن كمال اين است و بس

۱:ببین اینجوری که میگی نیست.......منو نگاه کن حواست کجاست؟

۲:خوب٬ آره می گفتی.....

۱:اصلا ببینم گوش می کردی چی گفتم تا حالا؟

۲:نه!!

۱:یعنی چی!!؟؟ خوب حرف زدی میگم ٬اینجاهاش اینجوری...

۲:ببین اصلا مهم نیست برام٬فرقی نمیکنه...

۱:پس چرا دوباره گفتی؟؟؟

وقتی تکلیفت معلوم نیست با خودت چی میگی آخه؟؟

۲:خوب....

۱:********

-----------------------------------------

شماره ۱ حرف بدی تو جواب زد!!!

 

 

+ نوشته شده در  شانزدهم مرداد 1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط علیرضا  | 


غلام همت آن نازنینم
که کار خیر بی روی و ریا کرد.......


+ نوشته شده در  دهم مرداد 1386ساعت 10 بعد از ظهر  توسط علیرضا  | 

از دست برده بود خمار غمم سحر

دولت مساعد آمد و می در پیاله بود

بر آستان میکده خون می خورم مدام

روزیّ ما ز خوان کرم این نواله بود..........

+ نوشته شده در  هشتم مرداد 1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط علیرضا  | 

قرار بود فیلم سنتوری اکران بشه،ولی خوب مثله همیشه دقیقه نود یکی میگه نمیشه!!!
روزنامه شرق صفحه آخر یه مطلب نوشت خوندنش میارزه.چند خطش رو تو ادامه مطلب گذاشتم.لینکش هم هست.

---------------------------------------------

فقط می خواستم بگم این رفتار آقا بالاسری و اینکه ما فکر می کنیم بهتر اینجوره٬ تو همین گروه کوچیک

خودمون هم هست.در واقع استادا به جایه ما فکر می کنن انتخاب می کنن٬دانشجو ها به جایه هم فکر

می کنن٬برای همدیگه انتخاب می کنن.....

ولی چیزی که هست به دانشجوها صرفا میشه گفت با این کار فقط منزوی می کنیم همدیگر رو.

اینم هست که٬ این رفتار که ما تشخیص می دهیم که این گونه باشد٬ از همین جامعه کوچک شروع

میشه تا به سطوح اول اجتماعی میرسه!!!!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجم مرداد 1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط علیرضا  |