تبليغاتX
امروز

امروز

خويش را در خويش پيدا كن كمال اين است و بس

امتحانای من شنبه تموم میشه٬کلی خوشحالم٬خوب آخه تموم میشه....

میگی نمره ها میاد اونوقت چی؟؟خوب اونا هم یطوری میشن دیگه٬

اگر لازم بشه دست پا میزنیم٬اگرهم نشه کاری کرد که هچ....

----------------------------------------------------

آخ آخ باز تابستون شد٬

.کاش بشه این دفعه این اوقات فراغت(خوردن و خوابیدن) رو به نحو

احسنت پر کرد.

---------------------------------------------------

راستی یه چیز دیگه٬

اینکه فردا تیر ماه شروع میشه٬و اینکه کلی ولادت در راهه٬

از همین جا تبریکات خودم رو اعلام می کنم !!!!

ببینم اینکه اینقدر این ماه بین فیزیکیا چگاله دلیل روانشناختی(ها؟)داره

یا تصادفیه؟؟؟ 

 

+ نوشته شده در  سی و یکم خرداد 1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط علیرضا  | 

کنارت میومد...سختش بود ولی می خواست هم قدم بشه...

بی صدا و بی اعتنا ادامه می دادی٬ولی کلی حرف داشت باهات.

ولی تو ا صلا نگاهش نکردی.نمی دونم٬نه اینکه بگم نمی خواستی نگاهش کنی

ولی ندیدیش٬حرف داشت.دلش می خواست با تو باشه.

می خواست بگه من هم هستم٬من رو ببین٬من هم حرف دارما....

پس کی نوبته من میشه؟

ولی گذاشته بودیش تو یک اتاق بسته٬انگاری تو حکم می کنی کی نفس بکشه

کاش اونوقتا فکر می کردی.......

حالا هنوز وقت هست.........بجنب پسر٬شاید فردا نشه....

غصه دله آدم رو میشکونه ها.

+ نوشته شده در  نوزدهم خرداد 1386ساعت 11 بعد از ظهر  توسط علیرضا  | 

احساس می کنم صرفا٬ حفظ ظاهر رخ میده همین.بدون هیچ هدفی.شاید هدف داشته باشه

ولی به عواقبش نمی ارزه٬تاثیر بدی رو محیط گذاشته...

--------------------------------------------

تی وی این چند روز داره یه مستندی نشون میده به اسم روح الله.شبکه المنار لبنان

تهیه کرده.با حرفای دیگران که زده میشه خیلی کاری ندارم.

بزرگیه روح امام رومیشه دید و درک کرد.و این حرف که هدف انسانی

 رستگاری در آخرت هست  تا حدودی میشه فهمید.

به نظر آدمای اون دوره از یه جنس دیگه بودن.

---------------------------------------------

.....رفته بودم لوازم یدکی٬طرف چیزی که می خواستم وقتی آورد دیدم خاکی و کثیفه

گفتم چرا اینجوریه٬گفت مملکت جمهوری اسلامیه دیگه.

مغازه دیگه ای٬ می خواستم یه چیزی بگیرم فروشنده گفت آقا این جنسش حرف نداره٬آمریکایه٬

می گفت خود ملت اونجا هم از این استفاده می کنن.....

 

 

+ نوشته شده در  دوازدهم خرداد 1386ساعت 0 قبل از ظهر  توسط علیرضا  | 

...پس از به صدا در آمدن سوت پایان لیگ ششم حر فه یی٬ عبدالصمد  مرفاوی چیزی

حدود ۱۰ دقیقه روی نیمکت استقلال مات و مبهوت نشسته بود٬ حدود  ۲۵هزار 

هوادار آبی در تناقضی عمیق با شرایط٬یکصدا سرمربی تیمشان را

تشویق می کردند.....

-----------------------------------------

این تیم اگه به اینجا رسید با این شرایط٬ در حد قهرمانه رفتار کرده.

---------------------------------------

+ نوشته شده در  نهم خرداد 1386ساعت 10 بعد از ظهر  توسط علیرضا  |