تبليغاتX
امروز

امروز

خويش را در خويش پيدا كن كمال اين است و بس

۱:ببین من که نمیگم باید٬نباید .میگم واقع بین باش٬ببین واقعیت چیه....

۲:آخه یعنی چی؟بهمین سادگی میگی اینجوری نه٬اینطوری اشتباهه؟؟؟

تو کمک نمی خوای بکنی فقط می خوای خرد کنی٬حرف خودتو می خوای حاکم کنی.

می خوای از من بگیری این وضعیت رو ٬میگی چیزای خوبی انتخاب نکردم.....

۱:من میگم چشماتو واکن بچه!!!یکم دور ورتو ببین....

تو خواب خوش بودی٬ بیدار نمیشی٬یعنی به خودت اجازه نمیدی که بیدار شی....

واقعیت اون چیزایی که تو می بینی نیست٬به این سادگی نبوده....سالم زندگی کردن

هزینه داره.میگم یه جوری باش که بتونی آخره هر کاری بتونی جواب وجدانه خودت رو بدی....

فکر کن٬نگاه کن.

+ نوشته شده در  سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 11 بعد از ظهر  توسط علیرضا  | 

خیلی تلاش می کنی به چیزی دست پیدا کنی٬نزدیک بشی. چون فکر می کنی

با اون همه چی خوبه٬ درسته٬کلی چیزای خب تصویر می کنی !!.

 ولی وقتی بهش می رسی می فهمی اصلا نمی شناختیش٬ و اشتباه بود که دنبالش بودی.

می خوای برگردی ولی نگاه میکنی٬ می بینی برای دست یافتن به اون خیلی چیزارو

از دست دادی.به نظر میرسه بر گشتی در کار نیست.

گیر میکنی....گیج میشی....

+ نوشته شده در  بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 9 قبل از ظهر  توسط علیرضا  | 

وقتی وبلاگ هیچ کس رو دیدم خیلی دلم می خواست غیر اونی باشه که نوشته ....

خدا رحمت کنه همه رفتگان رو.....

+ نوشته شده در  شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 5 قبل از ظهر  توسط علیرضا  | 

به زودی......

+ نوشته شده در  یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 9 بعد از ظهر  توسط علیرضا  | 

داشتم مارمولک رو می دیدم :یه جا حاج  رضا مارمولک میگه:

.....رفیق خوب با مرام همه چیز خود را به پای رفقات میدهد....

فکر کردم ببینم کجا پیدا میکنم.دیدم از اون بالا بالاها این موضوع اومده.اونجاها باید پیدا کرد.....


پیش خودم فکر می کنم من هم بنویسم ......

شروع می کنم به نوشتن پر از عیب و ایراد غلط هاش هم گرفته نمیشه.....

کپی و پیست هم نمیشه کرد.خلاصه حرفا تکراری میشه تموم میشه....

بعد می بینم ای دل غافل نمیشه نوشت....می گردی می بینه بهتره که

در دست تعمیر بمونه برای چند وقت.


+ نوشته شده در  ششم اردیبهشت 1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط علیرضا  |